![]() |
![]() |
|
| اطلاعاتی در مورد استفاده ی بیوتکنولوژی در زراعت و اصلاح نباتات |
مقدمهاصلاح نبات و دام یکی از صور تکامل است. و قوانین حاکم بر تکامل مصنوعی شبیه قوانین حاکم بر تکامل طبیعی است اما با این تفاوت که سیر تکاملی مصنوعی سریعتر بوده، چون بشر روند تکامل را کنترل میکند. در حالی که تکامل طبیعی تصادفا صورت میگیرد. بر این اساس ، در دورههای مختلف توجه اصلاح کنندگان به گیاهان صنعتی جلب شده است. بنابراین گیاهانی مورد مطالعه اصلاح کنندگان قرار میگیرند که دارای ترکیبات شیمیایی مخصوص باشند. مثلا دارای ترکیبات دارویی خاصی باشند. بنابراین ، اصلاح کنندگان ، مثل گذشته دنبال اهلی کردن یک گیاه وحشی نیستند بلکه تکیه آنها بر روی ژنهای مفید موجود در گیاهان وحشی میباشد که ایجاد مقاومت بالایی به امراض میکنند.
تاریخچه و سیر تحولی و رشد
اصول ژنتیکی تکامل گیاهاناز نظر علم ژنتیک ، اصلاح نباتات و تکامل نقاط مشترک زیادی دارند. در هر دو حالت نیاز به وجود تنوع گیاهی و انجام انتخاب روی فرمهای مفید میباشد. بنابراین تاثیر تکامل بر روی ژنتیک گیاهان از چهار طریق صورت میگیرد.
موارد موثر بر اصلاح نباتاتانتخاباز تلاقی گونههای مختلف با ژنومهای مختلف ، نتاج (فرزندان) مختلفی ایجاد میشود. نتاجی که دارای سازش بیشتری با محیط زیست هستند توسط انتخاب طبیعی نگهداری و سایر نتاج به مرور زمان از بین میروند. به انتخابی که به واسطه انسان ، صورت میگیرد انتخاب مصنوعی گفته میشود. در برخی موارد انتخاب مصنوعی و طبیعی هم جهت باهم صورت میگیرد. ولی گاها دارای جهتهای مختلفی میباشند. زمان تاثیرگذاری به انتخاب مصنوعی کمتر است چرا که در کنترل انسان میباشد. مهمترین وظیفه اصلاح کننده در این مرحله عبارتست از اینکه از بین گیاهان مختلف حاصله تشخیص دهد که کدام گیاه مفیدتر بوده و باید نگهداری شود.رانده شدن ژنتیکیمنظور از رانده شدن ژنتیکی ، کم و زیاد شدن تصادفی وفور نسبی ژنها در گیاهان میباشد که تغییر وفور نسبی ژنها بستگی به طرز انتخاب زارعین و حجم جامعه گیاهی دارد. اگر جامعه گیاهی کوچک باشد، و فقط چند بوته از یک سال برای سال بعد ، بذرگیری شود در این حالت بعضی از ژنها از نسلی به نسل بعد انتقال نمییابد و به موازات این ، جامعه گیاهی دیگری ، فرصت گسترش ژنهای خود را مییابد. در رانده شدن ژنتیکی ، انتخاب طبیعی یا مصنوعی دخالتی ندارد و فقط تصادف و شانس است که وفور نسبی ژنها را تغییر میدهد.
کاربردهای اصلاح نباتات
|
||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 10:34 بعد از ظهر توسط سید مهدی اسحاقی سردرود |
|
|
رمز ژنتیکی تعداد نوکلئوتیدهایی است که برای ساختن یک اسید آمینه لازم است. برای تعیین تعداد این نوکلئوتیدها آزمایشهای زیادی صورت گرفت و مشخص شد که تعداد نوکلئوتیدها برای ساختن یک اسید آمینه 3 عدد میباشد.
دید کلیاز سال 1953 که ساختار مولکولی DNA به صورت مارپیچ مضاعف مطرح شد و DNA به عنوان مرکز اطلاعات یاخته و نیز واسطه انتقال اطلاعات از نسلی به نسل دیگر یاختهای مورد تاکید قرار گرفت. مساله اصلی چگونگی دخالت این مولکول در عملکردهای یاختهای بود. از همان زمان این نظر قوت گرفت که سنتز پروتئینها مثل دیگر فرآیندهای زیستی یاختهها تحت کنترل ماده ژنتیکی باشد.پیشرفتهای حاصل نشان داد که عمل پروتئین سازی در واقع نوعی ترجمه است که طی آن زبان اطلاعاتی DNA و RNA به زبان اسیدهای آمینه تبدیل میشود. توالی اسیدهای آمینه بوسیله RNA پیک (mRNA) تعیین میشود و به عبارت دیگر رمز مربوط به اسیدهای آمینه بر روی mRNA قرار دارد. اما مشخص کردن این امر دشوار و حتی غیر ممکن بنظر میرسید زیرا هیچ روشی برای ایجاد ارتباط مستقیم بین رمز اسیدهای آمینه و mRNA وجود نداشت.
سیر تحولی
رمز ژنتیکی (Genetic Code)در بین RNA های مختلف فقط RNA پیک حاوی رمز ژنتیکی برای سنتز پروتئینها میباشد. بازهای سازنده RNA پیک فقط 4 نوع هستند در حالی که پروتئینها از 20 نوع اسید آمینه ساخته شدهاند. بنابراین باید بین بازهای موجود در مولکول RNA پیک و اسیدهای آمینه رابطهای وجود داشته باشد تا بتوان رمز 4 حرفی RNA پیک را به رمز 20 حرفی پروتئینها ترجمه کرد. اگر یک نوکلئوتید نماینده یک اسید آمینه فرض شود در این صورت فقط رمز ترجمه چهار اسید آمینه بدست میآید (41).اگر دو نوکلئوتید برای یک اسید آمینه در نظر گرفته شود در این صورت رمز ترجمه 16 (42) اسید آمینه بدست می آید که البته با مقایسه 20 اسید آمینه کافی نیست. اگر 3 نوکلئوتید را رمز ترجمه یک اسید آمینه فرض کنیم در این صورت 64 (43) رمز برای 20 اسیدآمینه بدست می آید. رمز سه نوکلئوتیدی ، رمز بازهای سه گانه (Triplet) نامیده می شود. RNA حامل ، واسط بین اسیدهای آمینه و بازهای سه گانه RNA پیک در پروتئین سازی است.
آزمایش نیرنبرگ برای تعیین رمز اسید آمینهبرای این که بتوان مکانیسم بیوسنتز پروتئینها را مطالعه کرد. نخست باید مخلوط مناسبی از مواد مختلف داخل سلولی تهیه نمود و با افزایش اسیدهای آمینه رادیواکتیو در این محیط واکنشهای سنتز پروتئینها را روشن ساخت. نیرنبرگ 20 نمونه از این مخلوط تهیه کرد و به هر یک از این نمونهها مقداری پلیمر اسید اوریدیلیک و تنها یکی از 20 اسید آمینه را به صورت رادیواکتیو افزوده و نمونهها را در دمای 37 درجه سانتیگراد قرار داد، رسوب حاصل فقط حاوی اسید آمینه فنیل آلانین است. بنابراین رمز فنیل آلانین در پلی u وجود دارد و باز سه گانه مربوطه uuu است. نیرنبرگ با تکرار آزمایش و انتخاب پلیمرهای مصنوعی دیگر ، بازهای سه گانه ccc را برای رمز پرولین و AAA را برای لیزین تعیین کرد.روش شیمیایی شناسایی رمزهای سه گانهنیرنبرگ و یکی از همکاران او به نام لدر با استفاده از روشهای شیمیایی ترینوکلئوتیدهای مختلفی را که ردیف بازهای آنها کاملا معلوم بود تهیه نموده و آنها را به جای پلینوکلئوتیدهای مصنوعی در تجربه فوق مورد استفاده قرار دادند. به کمک این تجربیات دانشمندان فوق به این نتیجه رسیدند که هر باز سه گانه بر روی ریبوزوم قرار گرفته و با یک RNA ناقل که حامل اسیدهای آمینه مربوط به این باز سه گانه است پیوند مییابد. این ترکیب را میتوان با روش صاف کردن روی نیترات سلولز ، به صورت خالص جدا ساخته و اسید آمینه و باز سه گانه موجود در آن را تعیین کرد و رمز مربوطه را شناخت.
رابطه رمز ژنتیکی با سنتز پروتئینهااز 64 باز سه گانه یا کدون سه کدون به کدونهای بیمعنی (Nonsense) معروف هستند، فاقد هر گونه رمز برای اسیدهای آمینه هستند اما دست کم دو تا از آنها حاوی علایم پایانی سنتز پروتئینی میباشند به این معنی که نقطه پایان پلیمر شدن اسیدهای آمینه به صورت پروتئین را تعیین میکنند. 61 کدون باقیمانده حاوی رمزهایی برای انتخاب 20 اسید آمینه هستند و این خود به این معنی است که در رمزهای ژنتیکی بعضی از رمزها تکراری هستند یعنی چند کدون حاوی رمز یک اسید آمینه واحد میباشند.ویژگیهای عمومی رمزهای ژنتیکی
|
|||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 10:31 بعد از ظهر توسط سید مهدی اسحاقی سردرود |
|
|
علم زیست شناسی،
هرچند به صورت توصیفی از قدیمترین علومی بوده که بشر به آن توجه داشته
است؛ اما از حدود یک قرن پیش این علم وارد مرحله جدیدی شد که بعدا آن را ژنتیک نامیدهاند و این امر انقلابی در علم زیست شناسی به وجود آورد. در قرن هجدهم، عدهای از پژوهشگران بر آن شدند که نحوه انتقال صفات ارثی
را از نسلی به نسل دیگر بررسی کنند ولی به 2 دلیل مهم که یکی عدم انتخاب
صفات مناسب و دیگری نداشتن اطلاعات کافی در زمینه ریاضیات بود، به
نتیجهای نرسیدند. اولین کسی که توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات ارثی
را شناسایی کند، کشیشی اتریشی به نام گریگور مندل
بود که در سال 1865 این قوانین را که حاصل آزمایشاتش روی گیاه نخود فرنگی
بود، ارائه کرد. اما متاسفانه جامعه علمی آن دوران به دیدگاهها و کشفیات
او اهمیت چندانی نداد و نتایج کارهای مندل به دست فراموشی سپرده شد. در
سال 1900 میلادی کشف مجدد قوانین ارائه شده از سوی مندل، توسط «درویس»،
«شرماک» و «کورنز» باعث شد که نظریات او مورد توجه و قبول قرار گرفته و
مندل به عنوان پدر علم ژنتیک
شناخته شود. در سال 1953با کشف ساختمان جایگاه ژنها (DNA) از سوی جیمز
واتسن و فرانسیس کریک، رشتهای جدید در علم زیست شناسی به وجود آمد که زیست شناسی ملکولی نام گرفت.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 10:29 بعد از ظهر توسط سید مهدی اسحاقی سردرود |
|
دید کلیزیست فناوری از جمله واژههای پر سرو صدای سالهای اخیر است.این واژه را درست یا نادرست به مفهوم همه چیز برای مردم بکار میبرند. زیست فناوری را در یک تعریف کلی به کارگیری اندامگان یا ارگانیسم یا فرایندهای زیستی در صنایع تولیدی یا خدماتی دانستهاند. تعریف ساده این پدیده نوین عبارت است از دانشی که کاربرد یکپارچه زیست شیمی ، میکروب شناسی و فناوریهای تولید را در سیستمهای زیستی به دلیل استفادهای که در سرشت بین رشتهای علوم دارند مطالعه میکنند.در تعریف دیگر زیست فناوری را چنین تشریح کردهاند:
فنونی که از موجودات زنده برای ساخت یا تغییر محصولات ، ارتقا کیفی گیاهان یا حیوانات و تغییر صفات میکروارگانیسمها برای کاربردهای ویژه استفاده میکند.زیست فناوری به لحاظ خصوصیات ذاتی خود دانشی بین رشتهای است. کاربرد اینگونه دانشها در مواردی است که ترکیب ایدههای حاصل در طی همکاری چند رشته به تبلور قلمرویی با نظام جدید میانجامد و زمینهها و روش شناسی خاص خود را دارد و در نهایت حاصل بر هم کنش بخشهای گوناگون زیست شناسی و مهندسی است. زیست فناوری در اصل هستهای مرکزی و دارای دو جزء است: یک جزء آن در پی دستیابی به بهترین کاتالیزور برای یک فرایند یا عملکرد ویژه است و جزء دیگر سیستم یا واکنشگری است که کاتالیزورها در آن عمل میکنند. پیدایش زیست فناوریسابقه استفاده از میکروارگانیسمها برای تولید مواد خوراکی نظیر سرکه ، ماست و پنیر به بیش از 8 هزار سال قبل برمیگردد. نقش میکروارگانیسمها در تولید الکل و سرکه در قرن پیش زمانی کشف شد که گروهی از بازرگانان فرانسوی در جست و جوی روشی بودند تا از ترش شدن شراب و آبجو ضمن حمل آنها با کشتی به نقاط دور جلوگیری کنند. آنان از لویی پاستور تقاضای کمک کردند.لویی پاستور پی برد که مخمرها در خلا قند را به الکل تبدیل میکنند. این فرایند بی هوازی تخمیر نام دارد. و نیزدریافت که ترشیدگی و آلودگی بر اثر فعالیت دسته باکتری اسید استیک که الکل را به سرکه تبدیل میکند روی میدهد.لویی برای از بین بردن این مشکل فرایند پاستوریزه کردن را موثر دانست که عبارت بود از گرمایش نوشیدنیها نظیر شیر یا غذاهای جامد نظیر پنیر یا گوشت حیوانات وحشی به منظور از بین بردن میکروارگانیسمهای مضر یا غیر ضروری و یا تعیین سرعت تخمیر از طریق اعمال حرارت معین. پاستور همزمان با این موضوع میکروبیولوژی کاربردی را پایه گذاری کرد و دریافت که بسیاری از میکروارگانیسمها اگر چه در انسان و سایر موجودات زنده ایجاد بیماری میکنند یکی از مهمترین عوامل تغییر مواد در طبیعت هستند.
پنی سیلین و تولید مواد اولیه شیمیاییپنیسیلین آنتی بیوتیکی است مشتق از کپک پنی سیلیوم نوتاتوم که برای درمان عفونتهای ناشی از انواع گوناگون باکتریها بکار میرود. از کشت سطحی پنی سیلیوم نوتاتوم پنی سیلین بدست میآید. این فرایند نه تنها پر زحمت است بلکه به دلیل استعداد آلودگی کشتها میزان تولید پنی سیلین را کاهش میدهد. ضرورت و نیاز کار در شرایط سترون منجربه توسعه راکتورهای مخزنی همزن دار شد که تا امروز به عنوان برترین روش کشت میکروبها در مقیاس وسیع بشمار میرود.با کشف قابلیت میکروبها در تولید آنتی بیوتیکها و درک کاربرد بالینی پنی سیلین ، توجه شرکتهای داروسازی بطور جدی به تولید آنتی بیوتیکها جلب شد. به منظور افزایش پتانسیل پادزیستی آنتی بیوتیکها بر حوزه وسیعی از میکروارگانیسمها لازم است که تحقیقات گستردهای بر تولید آنتی بیوتیکهای جدید صورت گیرد. بنابراین استفاده از میکروارگانیسمهای به نژاد شده دراین زمینه مفید خواهد بود. مهندسی ژنتیک و زیست فناوری نویندر دهه 1980 ، زیست فناوری پیشرفت چشمگیری داشت که از قابلیت اتصال مولکولهای جدا شده از منابع مختلف در محیط آزمایشگاه نشات میگرفت. این اتصال ژن را در DNA دست ورزی ژنتیکی مینامند و چون پژوهشگر به نوترکیبی تناوب ژنی که از قبل وجود داشته میپردازد تا ترکیب جدید را بوجود آورد آن را نوترکیبی DNA نیز مینامند.فناوری نوترکیبی DNA ، بیشتر در زمینه تولید پروتئینها کاربرد تجاری داشته است. این فناوری قادر است بسیاری از پروتئینهایی را که فرآوردههای بیواسطه یک ژن هستند و اساسا اهمیت درمانی دارند تولید کند. امروزه قابلیت اتصال ژنها انقلابی در صنایع بر پا کرده است و ثمره آن توسعه بیشمار فرآوردههای جدید و بهبود فرایندهای شناخته شده فعلی است.
مواد اولیه زیست فناوریبیوماس (زیست توده)بیوماس یک منبع انرژی تجدید شونده است که از طریق سوزاندن مستقیم آن با سیستمهای هضم کننده بیهوازی ، تقطیر تخریبی ، تبدیل به گاز ، هیدرولیز شیمیایی و زیست شناسی میتوان از آن به عنوان منبع مستقیم انرژی و یا ترکیبات حامل انرژی استفاده کرد.مواد خام طبیعیخاستگاه مواد طبیعی ، کشاورزی و جنگل داری است.این مواد اساسا نوعی کربوهیدرات با ترکیبات پیچیده گوناگون شامل قند ، نشاسته ، سلولز و لیگنین هستند. مواد خام حاوی قند مانند نیشکر و چغندر فراوانترین نوع مواد خام برای فراوردههای زیست فناوری به شمار میرود.دسترسی به فراورده های فرعیاهداف اصلی زیست فناوری ، بهبود مدیریت و استفاده از مقادیر عظیم پسماند آلی است که در سراسر جهان یافت میشود. استفاده از این پسماندها یکی از منابع آلودگی را از بین خواهد برد و مهمتر از آن با بکارگیری فرایندهای زیست فناوری این پسماندها به صورت فراورده های فرعی مفید قابل استفاده خواهند بود.مثالهایی از کاربرد زیست فناوریدر زمینه کاربردهای بیوتکنولوژی میتوان به دو مثال زیر اشاره کرد.
|
|||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 10:27 بعد از ظهر توسط سید مهدی اسحاقی سردرود |
|
اطلاعات اولیهگیاهان نه تنها اهمیت بسزایی در کشاورزی دارند، بلکه بعضی از گیاهان زینتی و دارویی ارزش اقتصادی بالایی دارند. امروزه از کدئین ، کیتین و دیگوکسین گیاهانی برای ضد درد ، ضد مالاریا و ضد التهاب قلب استفاده میشود. با توجه به گسترش علم تکثیر مریستم در جوانه ، نوک ریشه ، گرهک در زمینه تولید پروتئینهای جانوری مانند زنجیره سبک ایمونوگلوبینها ، انسولین ، آلبومین سرم انسانی و ... گامهایی برداشته شده است.برای جدا کردن ژنها و انتقال آنها به گیاهان وجود یک بانک ژن ضروری است. بدین منظور امروزه بسیاری از ژنهای گونههای مطلوب کشاورزی در بانکهای ژن به صورت کلون شده ، نگهداری میشود و سپس در مواقع مورد نیاز ژنها به داخل گیاهان تزریق شده و گیاهان ترانس ژن تولید میشود. تاکنون بیش از هزاران گونه گیاهی ترانس ژن تولید شده است. در کشورهای اروپایی استفاده از گیاهانی ترانس ژن به دلیل مخالفت نسلهای جدید و تعداد بالای طرفداران محیط زیست فوقالعاده محدود است. تاریخچهاستفاده از گیاهان ترانس ژن از سال 1984 گسترش قابل ملاحظهای یافته است. در این سال گروه تحقیقاتی در دانشگاه بلژیک زیر نظر پروفسور مونتاگو و در آلمان زیر نظر پروفسور شل موفق به انتقال ژن به سلولهای گیاهی با استفاده از پلاسمیدهای یک گونه باکتری به نام آگروباکتریوم گردیدند.تولید گیاه از طریق کشت سلولیتولید گیاه از طریق کشت سلولی از نظر مهندسی ژنتیک اهمیت زیادی دارد. وقتی گیاه زخمی شود، تکهای از بافت نرم اطراف آن را فرا میگیرد که به آن کالوس میگویند. اگر قطعهای از این بافت نرم را در محیط کشت همراه با مواد غذایی و هورمونهای گیاهی قرار دهیم، سلولها تقسیم میشوند و یک توده سازمان نیافتهای از سلولهای تمایز نیافته به نام کالوس ، ایجاد میکنند که به این روش کشت کلونی گفته میشود.سلولی از این کشت را میتوان انتخاب کرد و به محیط کشت جدید انتقال داد. سلولهای موجود در کالوس قادر به دریافت DNA نمیباشند، چون دیواره آنها حاوی سلولز است. ولی اگر با آنزیم سلولاز دیواره را از بین ببریم، پروتوپلاست بدست میآید. پروتوپلاست قادر به جذب DNA نوترکیب میباشد و در ضمن قادر به رشد در محیط مناسب و تبدیل به گیاه کامل نیز میباشد.
ساختن گیاهان دو رگه با استفاده از ادغام پروتوپلاستیبرای ایجاد تغییرات ژنتیکی مطلوب در گیاهان بطور کلی دو روش غیر از آمیزش جنسی گیاهان وجود دارد. روش اول انتقال مستقیم DNA به درون پروتوپلاست است. این روش سادهتر است و برای خود محاسن و معایبی دارد. به عنوان مثال در بعضی گیاهان به ویژه تک لپهایها بکار گیری حاملهای بیان ژن ، نتایج رضایت بخشی ارائه نمیدهد.در روش دوم ، هنگامی که پرتوپلاستهای دو سلول دیپلوئید باهم ترکیب میشوند، یک سلول تتراپلوئید بدست میآید، در حالی که در بعضی از گیاهان میتوان از دانه گروه آنها سلول هاپلوئید تولید کرد و با الحاق چنین پروتوپلاستهای هاپلوئیدی امکان تولید گیاه دیپلوئیدی وجود دارد. شاید بدین طریق بتوان گیاهانی را که از نظر ناسازگاری جنسی دو رگه نمیشوند، از طریق الحاق پروتوپلاستی گیاه دو رگه بارور ایجاد کرد. نقش آگروباکتر و پلاسمید Ti در ایجاد تومور تاجیاز میان گروهی از باکتریهای خاک که به عنوان آگروباکتریوم شناخته شدهاند، چندین گونه وجود دارد که میتوانند گیاهان را عفونی کنند و سبب ایجاد تاول تاجی در گیاهان شوند. در این حالت یک توده یا کالوس از بافت توموری که در یک حالت غیر تمایزی در محل عفونت رشد میکند، ظاهر میشود.هنگامی که سلولهای تاول تاجی درون محیط کشت قرار گیرند، آنها جهت تشکیل یک کشت کالوسی حتی عاری از هورمونهای گیاهی ، رشد میکنند. هنگامی که سلولهای تاول تاجی بوسیله آگروباکترویوم به صورت تومور در آمده باشند، حتی اگر تمام آگروباکترویوم را توسط مواد ضد میکروب از سطح گیاه حذف کنیم، سلولهای گیاهی به صورت تومور باقی میمانند. القاء تومور تاجی در گیاه توسط پلاسمید باکتری آگروباکتریوم صورت میگیرد که به داخل گیاه منتقل میگردد. پلاسمید Ti در آگروباکتریومپلاسمید Ti مولکولهای حلقوی هستند که دارای بخشهای مختلفی میباشند. قسمتی از آن به نام T-DNA وارد گیاه میشود، وظیفه T-DNA در داخل گیاه تولید هورمونهای اکسین و سیتوکینین است که باعث رشد تومور مانند قسمت زخم خورده گیاه میشوند. همچنین T-DNA یک اسید آمینه غیر ضروری برای گیاه به نام اوپین میسازد که این ماده به عنوان منبع ازت ، مورد استفاده خود آگروباکتریوم قرار میگیرد.
موتانهای پلاسمید Tiبا توجه به اینکه کروموزم باکتری نیز در ارتباط با برقراری رابطه میان آگروباکتریوم و گیاه نقش دارد، ولی از طریق هیبریداسیون و موتانهای فاقد پلاسمید Ti نشان داده شده است که قدرت ایجاد تومور تاجی وابسته به پلاسمید Ti است. آگروباکتریومی که فاقد پلاسمید Ti باشد، بیماری تاول تاجی ایجاد نمیکند. اگر توسط ترانسپوزونها در توالی T-DNA تغییر بوجود آید، یا اوپینها سنتز نمیشوند، اما گال بوجود میآید و یا تومور القا نمیشود، این مطلب نمایانگر آن است که توالی T-DNA در ایجاد تومور موثر است.انتقال DNA به گیاه از طریق شوک الکتریکیبا توجه به اینکه آگروباکتریوم فقط سلولهای دو لپهای را آلوده میکند، در سلولهایی مانند گندم ، برنج و ذرت از طریق شوک الکتریکی برای انتقال DNA به درون سلول استفاده میشود. برای استفاده از الکتروپوریشن به سلول گیاهی احتیاج به پروتوپلاست است، ولی تولید گیاه کامل از پروتوپلاست تک لپهای مشکل است و در واقع اگر DNA مستقیما به سلول تزریق شود بهتر است، علاوه بر این از طریق تزریق DNA توسط تفنگ ذرهای میتوان DNA را وارد سلولهای حاوی دیواره نمود.
کاربردهای انتقال ژن به گیاهاناز مهمترین اهداف انتقال ژن به گیاهان میتوان موارد زیر را ذکر کرد.
چشم اندازتاکنون آزمایشات متعددی برای ایجاد گیاهان ترانس ژنتیک از طریق پلاسمید Ti باکتری آگروباکتریوم و یا از طریق تفنگ ذرهای بکار بردهاند و دانشمندان در فکر تولید انترفرون در گیاهان و در کشت سلول گیاهی هستند و از طرف دیگر تولید گیاهان برتر و با محصولات بیشتر یکی دیگر از اهداف مهندسی ژنتیک گیاهی میباشد. |
|||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 10:23 بعد از ظهر توسط سید مهدی اسحاقی سردرود |
|
مقدمهبا توجه به اهمیت دارویی و زینتی برخی گیاهان (علاوه بر اهمیت کشاورزی آنها) ، مهندسی ژنتیک توانسته با تکنیکهایی مانند جدا سازی ، خالص سازی ، وارد کردن و تظاهر یک ژن خاص در میزبان موجب بروز صفت خاص یا تولید محصول خاصی شود. برای جدا کردن ژنها و انتقال آنها به گیاهان وجود یک بانک ژن ضروری است.
بدین منظور امروزه بسیاری از ژنهای گونههای مطلوب کشاورزی در بانکهای ژن به صورت کلون شده ، نگهداری میشود و سپس در مواقع مورد نیاز ژنها به داخل گیاهان تزریق شده و گیاهان ترانس ژن تولید میشود. تعداد گیاهان ترانس ژن تاکنون به بیش از 5 هزار میرسد که در میان آنها ، تعداد کثیری استفاده کشاورزی دارند. موارد زیر از مهمترین اهداف انتقال ژن به گیاهان میباشند: ایجاد مقاومت در برابر حشراتبیش از 40 درصد محصولات کشاورزی سالانه در جهان توسط حشرات از بین میروند. قبلا برای مبارزه با حشرات از ترکیبات شیمیایی مانند DDT استفاده میشد که آثار سوئی برای محیط زیست داشت. حدود 20 سال پیش ، بیولوژیستها باکتری باسیلوس تورژنیس را مورد شناسایی قرار دادند که با تولید نوعی پروتئین ، حشرات از بین میبرد.در دو دهه گذشته ، ژنهای این پروتئین را از باکتری جدا کرده و وارد سلول گیاهی کردهاند و به این صورت گیاهان خود قادر به تولید پروتئین مزبور بودند و حشراتی که از این گیاهان استفاده میکردند، دچار نقص جذب مواد غذایی شده و از بین میرفتند.
تولید بازدارنده پروتئینازها در برابر حشراتهنگامی که یک گیاه مورد تهاجم حشره قرار میگیرد، ترکیبات مختلف مانند فنولها ، صمغها و ترکیبات بازدارنده پروتئینازها در برابر حشرات میسازند، اما مقدار این ترکیبات بازدارنده کم است. برای افزایش این مواد در گیاهان ، ژنهای خارجی کد کننده بازدارنده پروتئیناز را وارد سلول گیاهی میکنند، مانند سیب زمینی و توتون و به این صورت این ترکیبات در گیاه زیاد میشوند و در برابر حشرات مقاوم میگردند.تولید گونههای مقاوم به قارچهادیواره سلولهای قارچی دارای کیتین به عنوان پلی ساکارید ، استحکام دهنده است. آنزیم کیتیناز میتواند این ترکیب را از بین ببرد. ژنهای مربوطه به سنتز کیتینازها شناسایی شده و به داخل سلولهای گیاهی انتقال داده شدهاند و به این صورت گیاه بطور طبیعی در برابر قارچها ، مقاوم خواهد بود.مقابله با ویروسهاژنهای مربوط به پروتئینهای سازنده کپسید به داخل سلولهای گیاهی انتقال مییابند. بدین صورت گیاهان بطور طبیعی تعدادی از پروتئینهای ویروس را سنتز میکنند. از گذشته مشخص شده است که اگر پروتئینهای کپسید یک ویروس نظیر موزائیک توتون قبل از آلودگی وارد گیاه شوند، توسط مکانیزمهایی ناشناخته باعث ایجاد مقاومت نسبت به آن ویروس میشود. مکانیزم این مقاومت شاید با تحریک سنتز فیتوآلکسینها در ارتباط است.
تولید گیاهان مقاوم به علف کشهااستفاده از علف کشها امروزه بسیار گسترش یافته است. بعضی از علف کشها به صورت انتخابی عمل میکنند و بعضی از گیاهان خاص را از بین میبرند و گران قیمت هستند و بعضی از علف کشها همه گیاهان را بین میبرند و ارزان هستند. امروزه با استفاده از تکنیکهای انتقال ژن ، گیاهانی تولید شدهاند که واکنش مهار شونده را به کمک آنزیم دیگر انجام میدهند و به این ترتیب ، تنها گیاه ترانس ژن مورد نظر به علف کشها مقاوم خواهد بود.تولید گیاهان مقاوم به استرستعدادی از پروتئینها ، گیاهان را در مقابل حرارت ، سرما ، کمبود آب و سایر استرسهای محیطی محافظت میکنند. امروزه با استفاده از ژنهای این پروتئینها ، تلاشهایی در جهت افزایش مقدار آنها در گیاه صورت گرفته است. به عنوان مثال در محیطهای خشک سعی کردهاند که مقدار اسید آمینه محلول در واکوئل مانند پرولین را افزایش دهند و فشار اسمزی سلول افزایش یابد و گیاه بتواند در این شرایط آب بیشتری جذب کند. |
|||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 10:21 بعد از ظهر توسط سید مهدی اسحاقی سردرود |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
Entomology & Statistics مهندسی زراعت و اصلاح نباتات گیاه پزشکی دانشگاه شاهد تهران آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مقاله اخبار علمی |
|
RSS
|