![]() |
![]() |
|
| اطلاعاتی در مورد استفاده ی بیوتکنولوژی در زراعت و اصلاح نباتات |
|
نانوتكنولوژی به عنوان یك فناوری قدرتمند، توانایی ایجاد تحول در سیستم كشاورزی و صنایع غذایی آمریكا و سر تاسر دنیا را دارد. نمونه هایی از كاربردها و پتانسیلهای بالقوه نانوتكنولوژی در كشاورزی و صنایع غذایی، شامل سیستم های جدید آزاد كننده دارو برای درمان بیماریها، ابزارهای جدید بیولوژی سلولی و مولكولی، امنیت زیستی و تضمین سلامتی محصولات كشاورزی و غذایی و تولید مواد جدید مورد استفاده برای شناسایی عوامل بیماریزا و حمایت از محیط زیست می باشد. تحقیقات اخیر، امكان استفاده از نانوشلها و نانوتیوپها را در سیستمهای جانوری برای تخریب سلولهای هدف، به روشنی ثابت نموده است. امروزه از نانوپارتیكل ها كه اجرام بسیار كوچكتر از حد میكرون هستند، برای رها سازی داروها و یا ژنها به داخل سلولها استفاده می كنند و مورد انتظار است كه این تكنولوژیها در ۱۰ الی ۱۵ سال آتی مورد بهره برداری كامل قرار گیرد. با روند رو به رشد تحقیقات اخیر، این پیش بینی منطقی است كه در دهه آینده، صنعت نانوتكنولوژی با توسعه بی نظیر خود، منجر به ایجاد انقلاب عظیم در بخش پزشكی و بهداشت و همچنین تولیدات دارویی دام و آبزیان گردد. تصور امكان تزریق نانوپارتیكها به دامها و فعال شدن تدریجی ماده موثر همراه با این نانوذرات در بدن حیوان برای از بین بردن و تخریب سلولهای سرطانی، افق تحقیقاتی جدیدی را به روی محققان بازكرده است. ● مقدمه: نانوتكنولوژی به عنوان یك فناوری قدرتمند نوین، توانایی ایجاد انقلاب و تحولات عظیم را در سیستم تامین مواد غذایی و كشاورزی ایالت متحده آمریكا و در گستره جهانی دارد. نانوتكنولوژی قادر است كه ابزارهای جدیدی را برای استفاده در بیولوژی مولكولی و سلولی و همچنین تولید مواد جدیدی، برای شناسایی اجرام بیماری زا معرفی نماید و بنابراین چندین دیدگاه مختلف در نانوتكنولوژی وجود دارد كه می تواند در علوم كشاورزی و صنایع غذایی، كاربرد داشته باشد. به عنوان مثال امنیت زیستی تولیدات كشاورزی و مواد غذایی، سیستمهای آزاد كننده دارو بر علیه بیماریهای شایع، حفظ سلامتی و حمایت از محیط زیست از جمله كاربردهای این علم می باشد. ● علم نانوتكنولوژی چیست؟ انجمن ملی نوبنیاد نانوتكنولوژی كه یك نهاد دولتی در كشور امریكا می باشد ، واژه نانوتكنولوژی را چنین توصیف می كند: "تحقیق و توسعه هدفمند، برای درك و دستكاری و اندازه گیریها مورد نیاز در سطح موادی با ابعاد در حد اتم"، مولكول و سوپرمولكولها را نانوتكنولوژی می گویند. این مفهوم با واحدهایی از یك تا صد نانومتر، همبستگی دارد. دراین مقیاس خصوصیات فیزیكی، بیولوژیكی و شیمیایی مواد تفاوت اساسی با یكدیگر دارند و غالبا اعمال غیر قابل انتظار از آنها مشاهده می شود. در سیستم كشاورزی امروزی، اگردامی مبتلا به یك بیماری خاص شود، می توان چند روز و حتی چند هفته یا چند ماه قبل علائم نامحسوس بیماری را شناسایی كنند و قبل از انتشار و مرگ و میر كل گله، دامدار را برای اخذ تصمیمات مدیریتی و پیشگیری كننده آگاه كند و بنابراین می توان نسبت به مقابله با آن بیماری اقدام نماید. نانوتكنولوژی به موضوعاتی در مقیاس هم اندازه با ویروسها و سایر عوامل بیماری زا می پردازد و بنابراین پتانسیل بالایی را برای شناسایی و ریشه كنی عوامل بیماری زا دارد. نانوتكنولوژی امكان استفاده از سیستمهای آزاد كننده داروئی را كه بتواند به طور طولانی مدت فعال باقی بماند، فراهم می كند. به عنوان مثال استفاده از سیستمهای آزاد كننده دارو، می توان به ایمپلنتهای ابداع شده مینیاتوری در حیوان اشاره كرد كه نمونه های بزاقی را به طور مستمر كنترل می كنند و قبل از بروز علائم بالینی و تب، از طریق سیستمهای هشدار دهنده وسنسورهای ویژه، می تواند احتمال وقوع بیماری را مشخص و سیستم خاص ازاد كننده دارو معینی را برای درمان موثر توصیه كنند. طراحی سیستمهای آزاد كننده مواد دارویی، یك آرزوی و رویای همیشگی محققان برای سیستمهای رها كننده داروها، مواد مغذی و پروبیوتیكها بوده و می باشد. نانوتكنولوژی به عنوان یك فناوری قدرتمند به ما اجازه می دهد كه نگرشی در سطح مولكولی و اتمی داشته و قادر باشیم كه ساختارهایی در ابعاد نانومتر را بیافرینیم. برای تعیین و شناسایی بسیار جزئی آلودگیهای شیمیایی، ویروسی یا باكتریایی در كشاورزی و صنایع غذایی معمولا از روشهای بیولوژیكی، فیزیكی و شیمیایی استفاده می گیرد. در روشهای اخیر نانوتكنولوژی برای استفاده توام این روشها، یك سنسور در مقیاس نانو طراحی كرده اند در این سیستم جدید، مواد حاصل از متابولیسم و رشد باكتریها با این سنسورها تعیین می گردد. سطوح انتخابی بیولوژیكی، محیطی هایی هستند كه عمده واكنشهای و فعل و انفعالات بیولوژیكی و شیمیایی در آن محیط انجام می شود. چنین سطوحی همچنین توانایی افزایش یا كاهش قدرت اتصال ارگانیزمها و ملكولهای ویژه را دارد. از جنبه های كاریردی استفاده از این سطوح، طراحی سنسورها، كاتالیستها، و توانایی جداسازی یا خالص سازی مخلوطهای بیومولكولها می باشد. نانومولكولها موادی هستند كه اخیرا از طریق نانوتكنولوژی به دست آمده اند و یا در طبیعت موجودند و بوسیله این ساختارها، امكان دستكاریهای درسطح نانو و تنظیم و كاتالیز واكنشهای شیمیایی وجود دارد. نانو مواد از اجزای با سایز بسیار ریز تشكیل شده اند و اجزا تشكیل دهنده چنین ساختارهایی بر خواص مواد حاصل در سطح ماكرو تاثیر می گذارد. ساختارهای كروی توخالی (buckey balls ) كه با نام دیگر فلورن هم شناخته شده اند، مجموعه از اتمهای كربن متحدالشكل به صورت كروی هستند كه در چنین ساختاری هر اتم كربن به سه اتم كربن مجاورش متصل شده. دانشمندان اكنون به خوبی می دانند كه چگونه یك چنین ساختاری را به وجود آورند و كاربردهای بیولوژیكی آن امروزه كاملا شناخته شده است. از جمله كاربردهای چنین ساختارهایی برای رها سازی دارو یا مواد رادیواكتیو در محلهای مبتلا به عوامل بیماریزا می باشد. ایده استفاده از۶۰ اتم كربن به جای ۸۰ اتم، ساختارهای توخالی را برای آزاد سازی دارو فراهم می كند. هدف از این كار در نهایت رسیدن به گروهای قابل انحلال پپتیدها در آب می باشد كه نتیجتا این مولكولها به جریان خون راه پیدا می كنند. نانوتیوپها ساختارهای توخالی دیگری هستند كه از دو طرف باز شده اند و گروههای اتمی دیگری به آنها اضافه شده اند و یك ساختار شش گوشه را تشكیل می دهند. نانوتیوپها می توانند به عنوان یك ورقه گرافیت در نظر گرفته شوند كه به دور یك لوله پیچیده شده اند. كاربرد پلی مرهای سنتزی در داروسازی پیشرفتهای چشمگیری داشته است. سبكی، نداشتن آثار جانبی و امكان شكل دهی پلی مرها، كاربرد آنها را در زمینه پزشكی و دامپزشكی افزایش داده است. در روشهای دارورسانی مدرن، فرآورده شكل دارویی موثر خود را با یك روند مشخص شده قبلی برای مدت زمان معلوم بطور سیستماتیك به عضو هدف آزاد می كند. پلیمرها نه تنها به عنوان منابع ذخیره دارو و غشا و ماتریكس های نگهدارنده عمل می كنند بلكه می توانند سرعت انحلال آزاد سازی و تعادل دفع و جذب آزاد را در بدن كنترل كنند. دندریمر(پلی مر) یك طبقه جدید از مولكولهای سه بعدی مصنوعی هستند كه از مسیر و راه نانوسنتزی به دست آمده اند كه این دندریمرها از توالیها و شاخه ای تكراری حاصل آمده اند. ساختار چنین تركبیباتی از یك درجه بالای تقارن برخوردار است. نقاط كوانتومی، كریستالهایی در مقیاس نانومتری هستند كه اساسا در اواسط ۱۹۸۰ برای كاربردهای اپتوالكترونیك به كاربرده شدند. آنها در طی سنتز شیمیایی در مقیاس نانو ایجاد می شوند و از صدها یا هزاران اتم در نهایت یك ماده نیمه هادی معدنی تشكیل شده اند كه این ماده به اتمها خاصیت فلورنس می دهد. وقتی یك نقطه كوانتومی با یك پرتو نور برانگیخته می شود آنها دوباره نور را منتشر می كنند. میزان یك طیف نشری متقارن باریك مستقیم به اندازه كریستال بستگی دارد. این بدان معنی است كه اجرام كوانتومی می توانند به خوبی برای انتشار نور در طول موجهای مختلف طراحی شوند. نانوشلها یك نوع جدید از نانوذرات كه از هسته دی الكتریك مانند سیلیكا تشكیل شده اند كه با یك لایه فلزی فوق العاده نازك(به عنوان مثال طلا) پوشش داده شده اند. نانوشلهای طلا، دارای خواص فیزیكی مشابه به آنهایی هستند كه از كلوئیدها طلا ساخته شده اند. پاسخهای نوری نانوشلهای طلا به طور قابل توجهی به اندازه نسبی هسته نانوذرات و ضخامت لایه طلا بستگی دارد. دانشمندان قادرند نانوشلهایی را بسازند كه ملكولهای آنتی ژنها بر روی آنها سوار شوند و در مجموع سلولهای سرطانی و تومورهای موجود را تحت تاثیر قرار دهند. این ویژگی مخصوصا در رابط با نانوشلها می باشد كه این ساختارها قادرند فقط تومورهای موجود را تحت تاثیر قرار دهند و سلولهای مجاور تومور دست نخورده باقی می ماند. از طریق حرارتی كه به طور انتخابی در سلولهای توموری ایجاد می كند منجر به از بین بردن این سلولها می شود. ● كاربردهای نانوتكنولوژی در علوم دامی سلامتی دامهای اهلی از جمله مسائلی است كه با اقتصاد دامداریها در ارتباط می باشد. یك دامپزشك می نویسد كه "علم نانوتكنولوژی توانایی و پتانسیل بالقوه ای بر روی رهیافتهای آتی دامپزشكی و درمان دامهای اهلی خواهد داشت". تامین اقلام غذایی برای دامهای اهلی همواره با افزایش هزینه و نیاز به مراقبتهای خاص دامپزشكی و تجویز دارو و واكسن همراه بوده است و نانوتكنولوژی توانایی ارائه راهكارهای مناسب برای حل این معضلات را دارد. ● سیستمهای سنتیتیك آزاد كننده مواد داروئی امروزه مصرف آنتی بیوتیكها، واكسنها، پروبیوتیكها و عمده داروها از طریق وارد كردن آنها از راه غذا یا آب دامها و یا از راه تزریق عضلانی صورت می گیرد. رها سازی یك مرحله ای دارو در برابر یك میكروارگانیزم علارغم تاثیرات درمانی و اثرات بازدارنده پیشرفت یك بیماری معمولا با بازگشت مجدد علائم بیماری وتخفیف اثرات دارویی مصرفی همراه است. روشهای موجود در سطح نانو، قابلیت تشخیص و درمان عفونت،اختلالات تغذیه ای و متابولیكی را دارا می باشد. سیستمهای سنتتیك رها سازی دارو می تواند خواص چند جانبه برای حذف موانع بیولوژیكی در افزایش بازده درمانی داروی مورد استفاده و رسیدن آن به بافت هدف داشته باشد كه از جمله این خواص می توان به موارد ذیل اشاره كرد. ۱) تنظیم زمانی مناسب برای آزاد سازی دارو ۲) قابلیت خود تنظیمی ۳) توانایی برنامه ریزی قبلی بنابراین در آینده نزدیك پیشرفتهای بیشتر تكنولوژی امكانات زیر را فراهم می كند: ▪ توسعه سیستمهای سنتیتیك رها سازی داروها،پروبیوتیكها، مواد مغذی ▪ افزایش سرعت شناسایی علائم بیماری و كاربرد روشهای درمانی سریع ▪ توسعه سیستمهای رها سازی اسیدهای نوكلئیك و مولكولهای DNA ▪ كاربرد نانومولكولها در تولید واكسنهای دامی ● تشخیص بیماری و درمان دامها تصور امكان تزریق نانوپارتیكها به دامها و فعال شدن تدریجی ماده موثر همراه با این نانوذرات در بدن حیوان برای از بین بردن و تخریب سلولهای سرطانی، افق تحقیقاتی جدیدی را به روی محققان بازكرده است. محققان دانشگاه رایس مراحل مقدماتی كاربرد نانوشلها را برای تزریق به جریان خون ارزیابی كردند. این ذرات نانو به گیرنده های غشاسلولهای سرطانی متصل می شوند و با ایجاد امواج مادون قرمز باعث بالا رفتن دمای سلولهای مذكور به ۵۵ درجه و تركیدن و از بین رفتن تومورهای موجود می گردند. همچنین نانوپارتیكهایی كه از اكسیدهای آهن ساخته می شوند، با ایجاد امواج مگنتیك در محل استقرار سلولهای سرطانی باعث از بین بردن این سلولها می شوند. یكی از اساسی ترین محورهای تحقیقاتی كنونی، توسعه سیستمهای رها سازی DNA غیرزنده، با بازدهی مناسب و با حداقل هزینه و عوارض جانبی و سمی می باشد، كه در ژن درمانی مورد استفاده قرار می گیرند. ● اصلاح نژاد دام مدیریت تلاقی و زمان مناسب جفتگیری دامها، از جمله مواردی است كه در مزارع پرورش گاوشیرده به هزینه و زمان طولانی نیاز دارد. از راهكارهایی كه اخیر مورد استفاده قرار گرفته است، استفاده از نانوتیوپها خاص در داخل پوست می باشد كه زمان واقعی پیك هورمون استروژن و وقوع فحلی را دار دامها نشان می دهد و لذا با علائمی كه سنسورهای موجود به دستگاه مونیتور می فرستد، زمان دقیق و واقعی تلقیح را به دامدار نشان می دهد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 3:49 بعد از ظهر توسط سید مهدی اسحاقی سردرود |
|
|
هرچند توجه به بيوتكنولوژي در ايران، تنها با چندينسال تاخير نسبت به بسياري از كشورهاي جهان، در اواسط دهه 80 ميلادي (60 هجري) آغازشده است، ولي اگر امكانات و منابع تخصيصيافته به بيوتكنولوژي كشور را بررسي كرده ومنصفانه قضاوت نماييم، سرآغاز توجه نسبتاً جدي به مقولة بيوتكنوژي نوين در ايران طي5سال اخير بوده است (البته اين توجهات نيز كافي نبوده است). در دهههاي اخير كهبسياري از كشورهاي جهان، مرحله ايجاد ساختار و انجام پژوهشهاي بيوتكنولوژي را پشتسر گذاشته و به مقوله گسترش توليدات صنعتي و تجاريسازي فرآوردههاي بيوتكنولوژيپرداختهاند، در ايران همچنان در شروع بحث ايجاد ساختار و پژوهشهاي بنيادي اينفناوري هستيم.با عنايت به دستاوردها و توانمنديهاي ويژه بيوتكنولوژي، بايستيدر كشور ما نيز همچون ساير كشورها، توسعة بيوتكنولوژي گامي مهم در جهت رسيدن بهاستقلال و خودكفايي اقتصادي، به خصوص در بخش كشاورزي و تأمين احتياجات جمعيت روبهرشد دانسته ميشد، اما مرور فعاليتهاي كشور در زمينه بيوتكنولوژي بيانگر اينواقعيت است كه روند رشد اين فناوري در كشور بسيار كند بوده است و هنوز نتوانستهايمبه نقطه مطلوب و شايسته در اين زمينه دست يابيم. اگر چه ايران طي چند سال اخيرتوانسته است گامهاي بلندي براي كسب دانش فني، تهيه تجهيزات مورد نياز اين فناوري وكاهش فاصله با جهان بردارد؛ اما با توجه به سرعت بسيار بالاي پيشرفت اين علم، اينسرمايهگذاريها به هيچ وجه كافي نبوده است. اين در شرايطي است كه كشور از نقاط قوت وتوانمنديهاي بالقوه بسيار زيادي در اين زمينه برخوردار است. وجود مراكز و موسساتتحقيقاتي معتبر و نيروي متخصص ماهر كه بعضاً از فرصتهاي اندك استفاده كرده ودستاوردهاي پژوهشي و حتي توليدي قابلتوجهي نيز براي كشور به ارمغان آوردهاند، ازجمله اين توانمنديها ميباشند. از سوي ديگر، نيازهاي كشور در حوزههاي استراتژيكامنيت غذايي، بهداشتي و زيستمحيطي موجبات توجه بسيار بيشتر به گسترش اين فناوريراهبردي را فراهم مينمايد. متأسفانه باتوجه به عدم سرمايهگذاري كافي در اينزمينه، چنين بهنظر ميرسد كه جايگاه فناوري زيستي نزد مسئولين و برنامهريزان عاليكشور تاكنون ناشناخته مانده است؛ از طرفي به دلايل متعدد نتوانستهايم از امكانات وظرفيتهاي اندك موجود نيز به طور بهينه بهرهبرداري نماييم و استراتژي معيني برايتوسعة آن در كشور تعريف كنيم. تاكنون سياست و برنامه هدفمند و مشخصي براي توسعهفعاليتهاي آموزشي، پژوهشي و صنعتي بيوتكنولوژي در كشور وجود نداشته و بودجه كافيبراي توسعه اين حوزه مهم علمي اختصاص نيافته است. اكثر فعاليتهاي علمي در اينحوزه، متكي به بودجههاي محدود مؤسسات و مراكز پژوهشي بوده و هيچ ساختار واحدي برايهدايت پروژههاي پژوهشي و توليدي و به ثمر رساندن آنها از بعد صنعتي وجود نداشتهاست. از سوي ديگر، برخي ارگانها و سازمانهايي كه در زمينه امور پشتيبانيفعاليتهاي بيوتكنولوژي دخالت دارند، از قبيل سازمان مديريت و برنامهريزي كشور،سازمان محيطزيست، وزارت صنايع، گمرك و نهادهاي ثبت امتياز (پتنت) و صدور مجوز فروشو مصرف فرآوردههاي زيستي، بواسطه ضعف قوانين و يا فقدان نيروهاي كارشناس و متخصصنتوانستهاند همگام با توسعه بيوتكنوژي عمل نمايند. به هر حال، در اين برههزماني كه بيوتكنولوژي به عنوان فناوري كليدي قرن 21 شناخته ميشود و با سرعت فراواندر حال رشد است، تصميمسازان، سياستگذاران و همچنين مديران مرتبط با بيوتكنولوژيكشور نقش حساسي را بر عهده دارند و بايد فعالانه و همگام در جهتدهي صحيح منابعمالي و انساني به سمت توليد حركت نمايند
نتيجه گيري و چشم انداز
جهان در دهههاي پاياني قرن بيستم شاهد تحولات عظيم و سرنوشتسازي در علومزيستيبود. كشورهاي ابر قدرت در نتيجة فرصتسنجي و سرمايهگذاري صحيح در عرصه فناوريزيستي، بنيادهاي مستحكمي را پايهريزي كردند و با اولويت بخشيدن به تحقيق و توسعهدر اين حوزه، روند شكلگيري آنرا به نفع خويش هدايت نمودند. با چنين روند روبهرشديو با توجه به گستردگي كاربردهاي اين فناوري، آگاهان اقتصادي و صاحبنظران عرصهسياست، نقش تعيينكنندهاي براي صنايع مبتني بر زيستفناوري در قرن بيستويكمپيشبيني ميكنند؛ بطوريكه بسياري از حوزههاي پزشكي، داروسازي، كشاورزي،زيستمحيطي و صنعتي به تصرف فناوريزيستي درآمده و در واقع امنيت غذايي، اقتصادي،زيستمحيطي و حتي نظامي ملل جهان به اتكاي آن رقم خواهد خورد.
به رغم آنكه ايجادو تحول اين فناوري حياتي به دست كشورهاي شمال (توسعهيافته و صنعتي) صورت گرفت، امانگاه واقعبينانه و فرصتشناسي رهبران سياسي و اقتصادي برخي كشورهاي در حالتوسعه سبب گشت، آنان نيز با اولويت بخشيدن به اين فناوري، به سطح مطلوبي از پيشرفتدست يافته و از خطر بحرانهاي آينده رهايي يابند. مهمترين جنبة بحرانزاي عدمتسلط بر فناوري زيستي آن است كه كشورهاي محروم از اين تكنولوژي، نه تنها ازدرآمدهاي سرشار و اشتغال برتر ايجاد شده توسط اين فناوري بيبهره ميشوند، بلكهبسياري از رشتههاي صنعتي و توليدي كه به نحوي از اين فناوري متأثر و يا بواسطة آنمتحول شدهاند، در اين كشورها غيراقتصادي و به تدريج تعطيل خواهند شد. عدم دستيابيبه سطوح قابل توجه از اين فناوري، همچنين موجب بي دفاع شدن كشورها در مقابل خطراتامنيتي و بحرانهاي زيست محيطي و كمبود غذا خواهد شد.
علاوه بر تهديدات مذكور كهناشي از عدم توجه جدي به اين تكنولوژي استراتژيك است، خطر از دست رفتن فرصتهايمغتنمي كه بهواسطة جوان بودن اين تكنولوژي براي كشورهاي در حال توسعه وجود دارد،نيز قابل پيشبيني است. اين كشورها ميتوانند پيش از بلوغ اين تكنولوژي و تقسيمكامل بازارها، با يك حركت منسجم و برنامهريزي شده، شكاف ميان خود و كشورهاي پيشرورا كاهش داده و سهمي در بازارهاي جهاني براي خود فراهم كنند. بنابراين شايستهاست كه كشور را به سوي دستيابي به منافع حاصل از اين فناوري توانزا هدايت نموده وبا شناخت امكانات و فرصتهاي موجود، مسير دستيابي به آن را فراهم ساخت.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 2:22 بعد از ظهر توسط سید مهدی اسحاقی سردرود |
|
|
عمدهترين كاربردهاي بيوتكنولوژي دركشاورزي را ميتوان به دستههاي زير تقسيم كرد.
• ايجاد گياهان مقاوم به حشرات و آفتها
• ايجاد گياهان مقاوم به علفكشها
• ايجاد گياهان مقاوم به بيماريهاي ويروسي و قارچي
• ايجاد گياهان مقاوم به شرايط سخت مانند سرما، گرما و شوري
• ايجاد گياهان داراي ارزشهاي غذائي ويژه
• ايجاد گياهان داراي خاصيت درماني ـ پيشگيري
• ايجاد گياهان داراي خصوصيت متابوليكي تغيير يافته مانند رشد سريع و راندمانكشت بالاتر
• ايجاد گياهان و ميوههاي داراي زمان ماندگاري بيشتر
همچنين بايد اضافه كرد:
• ايجاد دامهاي ترانسژنيك كه داراي خصوصيات ويژهاي مانند توليد شير زياد ياگوشت كمچربي و... هستند.
• ايجاد جانوراني كه بعنوان كارخانه توليد آنتيبادي و واكسن و دارو عمل كنند
• ايجاد ماهيها و ساير دامهائي كه با سرعت زياد رشد ميكنند
گياهانمقاوم به حشرات و آفتها
باتوسعه
تكنيكهاي بيوتكنولوژي دانشمندانقادرند ژنهائي از يك موجود زنده را
به موجود ديگري انتقال دهند. در سال 1990اولين گياه ترانسژنيك در
مزرعه واقعي كشت گرديد و در 1993 FDAگياهان و غذاهاي ترانسژنيك را بعنوان مواد اساساً بيضررمعرفي كرد.
هماكنون
با استفاده از اين تكنيكها ژنهايمربوط به توليد يك پروتئين سمي
(بتاتوكسين) از باكتري باسيلوس تورانجينسيسبه گياهان متعددي از
قبيل ذرت، پنبه و سيبزميني و... انتقال يافته است وبدينوسيله
اين گياهان به حشراتي كه علاقه به تغذيه از آنها را دارندمقاوم
گشتهاند. چرا كه بمحض استفاده حشرات از اين گياه بدليل
نابوديدستگاه گوارش آنها از بين خواهند رفت. هرساله هزينههاي
هنگفتي بابت مبارزه شيميائي با اين آفات صورت ميگيرد كه علاوه
بر هزينهبري زياد آلودگيهاي زيست محيطي فراواني را بهدنبال دارد.
راندمان اين مواد شيميايي نيز بدليل ايجاد مقاومت در حشرات در برابر
سموم به مرور پايين آمده است و بهمين خاطرنياز به تعويض مكرر اين
آفتكشها وجود دارد. هماكنون در آمريكا ذرت و پنبه و سيبزميني
ترانسژنيك تا ميزان زيادي مورد استقبال واقع شده است بطوريكه تا
سال 1998حدود 18% از ذرت و 17% از پنبه و 4% از سيبزميني كشت داده
شده در آمريكا ازنوع ترانسژنيك بوده است و هماكنون براساس روند
رشد موجود برآورد ميشود كهبيش از 50% غلات كشت داده شده در آمريكا
از نوع ترانسژنيك باشند.
گياهانمقاوم به بيماريهاي ويروسي و قارچي
بيماريهاي
ويروسي و قارچي از مهمترينبيماريهاي گياهي هستند كه علاوه بر وارد
كردن خسارات زياد به محصولاتكشاورزي مانع كشت آنها در بسياري از
شرايط آب و هوائي ميشود. با كلون كردن برخي ژنهاي گياهان مقاوم
درگياهان حساس مانند ژنهاي كيتنياز و 1 و 3 گلوكاناز كه باعث تخريب
ديواره پليساكاريدي قارچهاي پاتوژن ميشوند بيوتكنولوژيستها به
گياهاني دستيافتهاند كه مقاوم به قارچهاي پاتوژن ميباشند.
همچنين با كلون كردن ژنهاي جانوري و انجاماقداماتي شبيه
واكسيناسيون ميتوان به گياهان مقاوم به ويروس نيز دستيافت.
روشهاي مبارزه بيولوژيك بسيار متعدد و متنوع بوده و موارد بالا تنها
مثالهائي از اين دست ميباشند.
گياهانمقاوم به علفكشها
روشهاي
رايج مبارزه با علفهاي هرزبهنحوي كه بايد انتخابي نيست و علفكشها
در موارد زيادي علاوه بر نابوديعلفها به گياهان زراعي نيز آسيب
ميزنند. بعنوان مثال Glyphosate كه يك علفكش كارآمد است ميتواند گياهاني را كه داراي سير متابوليكي Shikamate هستند را نيز نابود كند.بهمين منظور بيوتكنولوژيستها با وارد كردن ژن مقاومت گليفوسيت EPSP سنتتاز به گياهانيمانند چغندرقند، سويا، پنبه، گوجهفرنگي و تنباكو آنها را در برابر علفكشها مقاوم كردهاند.
گياهانتحمل كننده شرايط سخت
ارزش
گياهاني كه بتوانند در خاكهاي شور با حرارت بالا، سرماي زياد و...
رشد كنند بركسي پوشيده نيست. بيش از 13درصد زمينهاي قابل آبياري
جهان داراي درصد غيرقابل تحمل نمك در خود هستند. بيوتكنولوژيستها با
بررسي گياهاني كه بصورت خودرو در شرايط سخت مانند فشاراسمزي بالا،
سرماي زياد، گرمان فراوان و... رشد ميكنند به ژنهائي دستيافتهاند
كه عامل مقاومت اين گياهان در برابر اين شرايط سخت ميباشد. با
انتقال اين ژنها گياهان متعددي توليد شدهاند كه قادرند در خاكهاي
نامناسب با املاح زياد رشد كنند. بعنوان مثال با انتقال ژنهاي
مسئول انتقاليونهاي سديم بداخل گياهاني مانند آرابيدوپسيس سطح
تحمل اين گياه تا 200ميلي مولار نمك افزايش پيدا كرده است.
همچنين با خاموش كردن سيستم بيان ژنهاي سنتز كننده اسيدهاي
چربتري ئنوئيك در گياهان بيوتكنولوژيستها توانستهاند تا اينگياهان
را در دماهاي بالاتر از حد معمول رشد دهند.
همچنين
با انتقال ژنهاي مسئول توليد نوعيپروتئين ضديخ كه در ماهيهاي
آبهاي قطبي يافت ميشود به گياهان، باعث ايجاد مقاومت در برابر
سرماي زياد در اين گياهان شدهاند.
گياهانيكه داراي ارزش ويژهاي هستند
هرمادة
با ارزشي كه در درون يك گياه يا هر موجود زنده ديگر ساخته شده و
تجمع مييابد بواسطه عملكرد ژنهاي مسئولسنتز آن ماده ميباشد.
بيوتكنولوژيستها با شناسائي اين ژنها و افزايش قدرتبيان اين ژنها و
يا افزايش تعداد نسخههاي اين ژنها در يك گياه ميتوانندگياهان و
ميوههائي توليد كنند كه داراي ارزشهاي غذائي ويژهاي هستند. بهمين
سبب اصطلاح جديد NutritionalGenomics
وضع شده است كه نشان دهنده كاربرد ژنها در بهبود تغذيه انسان و دام
است. بعنوان مثال «برنج طلائي» برنجي است كه داراي مقادير بسيار
زيادي از ويتامين A ميباشد. اين برنجمايه اميدي براي نجات هزاران آفريقائي، كه هرساله در اثر كمبود ويتامين A به كوري كامل مبتلا ميشوند، شده است.
همچنين
بدليل پايين بودن ميكرونوترنيتها درعلوفه دامها، انتقال ژنهاي
مسئول متراكم ساختن آنها در گياهان علوفهاي نقش مؤثري در تغذيه
دامها و انسان خواهد داشت.
گياهانيكه داراي خصوصيت متابوليكي تغيير يافته هستند
افزايش
سرعت رشد جمعيت انساني در سالهاياخير بركسي پوشيده نيست، ليكن
افزايش سرعت توليد محصولات كشاورزي پابهپاي آن رشد نكرده است. تا
سال 2020 نياز به افزايش 40 درصدي در راندمان كشتبرنج وجود دارد.
بيوتكنولوژيستها بدو طريق باعث كاهش فاصله اين دو مقوله ازيكديگر
خواهند شد. اول با افزايش راندمان كشت محصولات كشاورزي در هرهكتار و
دوم با افزايش سرعت رشد گياهان بعنوان مثال ژنهائي كه مسئول
كنترل قد دركوتاه شدن آن در گياهان هستند بطور غيرمستقيم باعث
افزايش راندمان محصولميشوند. با انتقال اين ژنها در گونههاي فاقد
آن باعث افزايش راندمانگرديدهاند. همچنين با انتقال ژنهاي مسئول
فتوسنتز درذرت به برنج توانستهاند راندمان توليد برنج را تا 35%
افزايش دهند. همچنين با دستكاريهاي ژنتيكي در سلولهايدرختاني كه از
چوب آنها استفاده ميگردد باعث افزايش سرعت رشد آنها تا حد قابل
توجهي شدهاند كه اين امر ميتواند روند تخريب جنگلها را متوقف
سازد.آيا قبول داريد درصورتيكه ميوههائي مانندگوجهفرنگي
زمان ماندگاري بيشتري داشته باشند چقدر در كاهش ضايعات اينميوه
مؤثر خواهد بود. بيوتكنولوژيستها با به تأخير انداختن سرعت
رسيدنگوجهفرنگي به اين امر دسترسي پيدا كردهاند.
گياهانيكه داراي خاصيت درماني يا پيشگيري هستند
بيوتكنولوژيستها
با انتقال ژنهاي مسئول سنتز پروتئينهاي مختلف ميكروبي و انساني به
گياهان و توليد اين پروتئينها درگياهان دست به ابتكارات مؤثري
زدهاند. بعنوان مثال توليد واكسنهاي مختلفدر گياهان و ايجاد
ميوههائي كه داراي خاصيت واكسيناسيون هستند. و يا امكانتوليد
پروتئينهائي مثل انسولين در گياهان كه در آيندة بسيار نزديك به
تحققخواهد پيوست باعث انقلابي در اين زمينه خواهد شد. همچنين گياهان بعنوان ارگانيسمهاي كانديدبراي
توليد پروتئينهائي مانند آنتيباديها و آنزيمها و... در مقياس بسيار
بالادر نظر گرفته شدهاند و عملاً كارآئي خود را در اين زمينه نشان
دادهاند.
حيوانات ترانسژنيك
امروزه
بدليل رشد روزافزون جمعيت نياز به مواد غذائي اهميت بيشتري پيدا
كرده است و اين اهميت هنگامي بيشترميشود كه موضوع كيفيت نيز در
كنار آن مطرح شود. بيوتكنولوژيستها بادستكاريهاي
بدون ضرر در ژنهاي حيواناتي مانند گوسفند و گاو و ماهي باعث رشدسريع
آنها ميشوند. همچنين با دستكاريهاي ژنتيكي ميتوان به گوشت
كمچربي وترد دست يافت كه ارزش غذائي و سلامت بخش آن بسيار بالا
باشد.
با
انتقال ژنهاي مختلف به اين جانوران ميتوان آنها را از مواد
خاصي غني كرد. اخيراً دانشمندان ژاپني با انتقال برخي از ژنهاي
گياه اسفناج به خوك موجبتوليد گوشتي شدهاند كه داراي برخي خواص اسفناج
نيز ميباشد. گاوهاي شيريترانسژنيك ميتوانند بعنوان كارخانههاي
توليد پروتئينها و واكسنها وآنتيباديها عمل كنند. هماكنون اين روش
بصورت كاربردي در توليد بسياري ازپروتئينها بكار ميرود. بعنوان
مثال گاو ترانسژنيك حامل ژنلاكتوفرين انسان كه يك پروتئين، حاوي
آهن و ضروري براي رشد نوزادان است ميتواند باتوليد شير نزديك به
شير انسان نيازهاي نوزادان انسان را تاحدزيادي برآورده كند. يا
بزهاي ترانسژنيك ميتوانند در هر ليتر شير بيش از چهارگرم آنتيبادي
مونوكلونال توليد كنند كه ارزش آن بسيار بالا ميباشد. بدين نحو
باجايگزيني تنها 10 بز ترانسژنيك بجاي يك كارخانه بزرگ مدرن
ميتوان به يكروش كاملاً اقتصادي دست يافت. بادستكاري ژنهاي
توليد هورمون رشد در ماهيها و افزايش توليد اين هورمون بصورتطبيعي
به ماهيهائي دست يافتهاند كه داراي سرعت رشد بسيار بيشتري از گونه
مشابه خود هستند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط سید مهدی اسحاقی سردرود |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
Entomology & Statistics مهندسی زراعت و اصلاح نباتات گیاه پزشکی دانشگاه شاهد تهران آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مقاله اخبار علمی |
|
RSS
|